خلوتگه عشاق
سرنوشت
وقتي خداي آدما بنده هاشوآفريد واسه هركدوم يه جورسرنوشت چيد
وبا قلم بلورين وجوهرطلائي رنگ روپيشونيها نوشت
قصرسرنوشت
وقتي كه نوبت به من رسيدخداي آسمون ديدكه نوك قلم بلورين شكسته
ازمرغ غم پرگرفت وباجوهر سياه رنگي كه جزرنگ غم رنگ ديگري نداشت
روي پيشوني من نوشت
قصرتلخ سرنوشت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ماييم وچندخاطره ازجنس گناه
ماييم وچندسطربرپيشاني سياه
پيوندمي خورندتمام دقيقه ها
باگريه هاي دربدري آه پشت آه
آن قصرسالهاست به پايان رسيده است
مارارهانمي كنداين بغض گاه گاه
من سالهاست پيش خودفكرمي كنم
چيزي نبودعشق،بجزچنداشتباه
مارابه اين اميد كه راهي نمانده است
تنهاگذاشتندرفيقان نيمه راه
ايمان بياوريم به آغازفصل سرد
ايمان بياوريم به ماهيچ ومانگاه
امشب ازاين كوچه پرپيچ وخم
ناشناسي خسته ازتكرار غمها مي رود
امشب ازاين عابران راه شب
رهروي افسرده شبگردوتنهامي رود
امشب اينجا لابه لاي خنده ها
يك نفردرخويش مي پيچدزدرد
مي رودلرزان وسردونااميد
درميان رنگهاي سرخ وزرد
ره دهيدش اي سپيدپوشان شب
زيرسقف مهربان خانه اي
يك نفرامشب ميان كوچه ها
بادلي اندوهگين جان مي دهد
همون كوچه كه بردند دلبرم را
به خنجر پاره كردندجگرم را
مسلمانان دهيدخنجربه دستم
زنم براين دل شيداپرستم
مي رسدروزي كه فريادوفاراسركني
مي رسد روزي كه احساس مراباوركني
مي رسدروزي كه نادم باشي ازرفتارخود
خاطرات رفته راموبه موازبركني
مي رسدروزي كه تنها ماند ازمن يادگار
نامه هايي راكه بادرياي اشكت تركني
مي رسدروزي كه تنهادرمسير زندگي
بوته هاي وحشي گل رازغم پرپركني
مي رسدروزي كه صبرت سرشود درپاي من
ان زمان احساس امروز مرا باوركني
![]()
![]()
![]()
غزل سروده ام امشب
غزل سروده ام امشب وسخت بيدارم
غزل به معني اين است كه دوستت دارم
شبيه رويش شعري براي فريادم
براي زخم تواما شبيه اقرارم
ازآن شبي كه گذشتي برمرديت سوگند
نديدروي خدارانگاه خونبارم
دراين هواي مه آلود تلخ پايزي
تونيستي كه ببيني چگونه مي بارم
بيا قسم به مسيحا،بيا بكش امشب
تودست زندگي ات رابه چسم بيمارم
دعابكن كه پس ازمرگ عشقان حتي
هميشه اشك توباشد به شانه تارم
به روي سينه مردانه غزلهايم
شبي به ياد توگفتم كه ...
دوستت دارم
دل بيچاره
دل دراين گرماي تابستان هواي يارداشت
اين دل بيچاره گويي حال يك بيمار داشت
گرچه دورازيارخودتنها نشسته كنجي
زيرلب بايارخود اودرد دل بسيار داشت
روزها اندرپي هم رفت وتنها شد دلم
ديدن رويت شده اكنون تمام مشكلم
كشت آن چشمان زيبا اين دل بيچاره را
اي تمام هستي من،يارمن اي خوشگلم
اين همه سبزه بدون تو براي من كوير
فرشهاي زيرپاي من بدون توحصير
ارزش دنيا برايم هيچ ودردانه تويي
من گداي عشق پاكت،توبراي من امير
نوشداروي دل بيمارمن،روي توبود
اين دوچشم مست من،سرمست ازبوي توبود
من به هرسو چشم بستم،چشم من سوي توبود
ديشب نهال عشقت ازمن جوانه مي خواست
امشب گل وجودت سازوترانه مي خواست
ديروزدرخيابان مرگ رابهانه مي كرد
امروزدربيابان عمري دوباره مي خواست
اگردورم زديدارت دليل بي وفايي نيست
وفا آن است كه نامت راپنهاني زيرلب گويم
دوست دارم تكراري ترين حرفي راكه باوجود تو
تكراي بودنش هرگز
كهنه نمي شود